همون کسی که بهت اجازه داده با روح و روان بیست سی میلیون استقلالی بازی کنی، یک روز هم بالاخره از اون مجموعه با فضاحت بیرونش می کنند و تو می مونی و همین مردم!؟

متنی که در زیر می خوانید نوشته ای است که کیومرث صالح نیا، گزارشگر قدیمی تلویزیون آن را در فیس بوک به اشتراک گذاشته است.

با اینکه این متن نوشته خود صالح نیا نیست اما چون توسط این گزارشگر بازنشر شده است می تواند به نوعی نقطه نظرات خودش باشد:

عادل خان! همیشه در روی یه پاشنه نمی چرخه در حاشیه گزارش بازی لنگپولیس - سپاهان از روزی که مجمدجعفر صافی رییس شبکه سه باعث شد، تو همراه با جواد خیابانی و مزدک میرزایی و چندتایی دیگه از ابرار ورزشی و چندتا روزنامه دست چندم دیگه جا پاتون رو محکم کنین توی صداوسیما، برنامه ای که از خیلی قبل تر از اون باعث شد بی دردسر و از یک ورودی غیر از مسایل سیاسی به سازمان بی دروپیکر صداوسیما وارد بشی!

حتما خوب فهمیدی (برای تو فیلتر خاصی وجود نداشت) تو رو برگزیدند تا بدون هیچ سوال و جوابی وارد این مجموعه بشی، اون وقتها یه بنده خدایی کارکنان این سازمان رو دوشنبه اول هرماه سوار مینی بوس روستای خودش می کرد و بی هیچ پرس و جویی درباره اونا حکم و ابلاغ می گرفتند و پخش می شدند تو محوطه سازمان و بعد از یه مدت می شدند کارمند رسمی صداوسیما... حتما یادت هست دکتر خدابیامرز رو...! نبش قبر نمی کنم عادل... اون روزها تو بی هیچ آزمونی وارد مجموعه شدی و شیرین زبونی هات کاری کرد تا مجموعه یه دل که نه، صد دل عاشقت بشه و ۹۰ رو راه انداختی! تا اینجا که اشتباه نمی کنم؟!؟

اگه هرجای این مطلب ایراد داره بگو تا شفاف سازی کنم، خودت که اینجور بیشتر دوست داری... مگه نه!؟

بگذریم ماربچه هایی خوردی و امروز در حد یک تیم ملی اژدها شدی بچه جون! اما این مردم زیاد دیدن شبیه تو، چون ماجرای وارد کردن تو به تلویزیون (زیادی) سیاسی نبود و تو هم توی حوزه سیاسی سازمان نبودی، شدی مجری یه سری برنامه های خوش رنگ و لعاب !تو شاید بتونی تلویزیونی های اون ور آب رو مجاب کنی که با "جین" توی جام جم بروبیا داشته باشی و کسی بهت هم گیر نده! توی برنامه های اون ور آب یک چهره فیس باشی و دائم به به و چه چه بزنن برات... اما! خلاصه بگم بهت همین قدر خلاصه شاید کفایت کنه! همون کسی که بهت اجازه داده با روح و روان بیست سی میلیون استقلالی بازی کنی، یک روز هم بالاخره از اون مجموعه با فضاحت بیرونش می کنند و تو می مونی و همین مردم!؟

کاری هم به کثیف کاریهات ندارم، شاید لیاقت این درآمد رو داشتی، اهمیت نداره اما... بترس از روزی که بندهای طنابی که می رقصونه ترو بیافته! اون روز دیگه ....! اگه هیچی نداری لااقل کمی آبرو برای خودت دست و پا بکن...